در ادامه مطلب با ما همراه باشین تا این آرم ها رو ببینین و باهاشون آشنا بشین.

شورولت

نشان شورولت که شبیه علامت جمع است به یکی از سفرهای ویلیام دورانت موسس این شرکت به پاریس بازمیگردد.دورانت در این سفر مجذوب طرح یکی از کاغذهای دیواری میشود و چند سال بعد در سال 1913 وی مبنای طراحی لوگوی برخی از خودروهای تولیدی خود که نامشان را از لوئیس شورولت راننده مسابقات سرعت به عاریت گرفته بود قرار داد.
جاگوار

در میان خودروهای انگلیسی جاگوار لوگوی برجستهای دارد. آنچه از نام این خودرو بر میآید جاگوار نام یک پلنگ درنده است که به دنبال شکار میگردد.
سیتروئن

علامت رو به بالای سیتروئن این تصور را در بیننده به وجود میآورد که آرم سیتروئن به معنای حرکت رو به اعتلا و نزدیک شدن به مهندسی پیشرفته است؛ اما چنین نیست. آندره سیتروئن کار در صنعت موتور را با تولید چرخ دنده آغاز کرد و علامت نظامی دوتایی در واقع سمبل دندههای چرخ دنده است.
بی.ام . و

دایره بی.ام.و یک ملخ خوش فرم و در حال چرخش هواپیما است.رنگ آبی یاد آور آسمان است.شرکت موتور سازی بایرن(Bayerische Motor Werke)موتورهای هواپیماهای جنگی را می ساخت که کارخانه هایی را که اکنون در تصاحب دارند بمباران میکردند !
آئودی

چهار حلقه آئودی برخلاف برخی شایعات هیچ ارتباطی به حلقههای المپیک ندارد، بلکه نمادی از ادغام چهار شرکت خودروسازی آلمان در سال 1932 است. این چهار شرکت که د.کا.و، وندرو، هورش و آئودی را در بر میگرفتند؛ به دلیل شرایط نامناسب بازار ناچار به ادغام در یکدیگر شدند. بعد از جنگ این اتحادیه نام خود را از زبان لاتین که در انگلیسی به معنای میشنوم است و از اسم موسس خود آگوسته آئودی گرفته شده حفظ کرد و تنها حلقههای نشان آن باقی ماند.
فولکس واگن

شرکت فولکس واگن در سالهای منتهی به جنگ دوم جهانی توسط فرانس ریمپیسه تاسیس شد.لوگوی اصلی که ریمیسپه در رقابتی درون سازمانی طراحی کرد و به خاطر خلاقیت در نظر گرفته شده در آن 50 مارک برنده شده بود، به عنوان لوگوی این شرکت انتخاب شد.لوگوی شرکت فولکس واگن در ابتدا با چرخ دندهای که نشان رسمی جبهه کارگری آلمان بود احاطه شده بود اما پس از جنگ دوم جهانی این دنده از لوگو حذف شد.
فراری

آرم فراری در واقع اسب بلند شده بر روی دو پا است که نشان خلبان آس ایتالیایی در جنگ اول جهانی است(ACE) در بین خلبانان به کسی اطلاق میشود که حداقل 5 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کرده باشد)، فرانسیسکو باراگایتی از خلبانان آس ایتالیا بود، که والدینش شرکت فراری را ترغیب کردند تا نشان پسرشان را روی خودروهای مسابقهای خود قرار دهد.
مرسدس بنز

ستاره سه پر مرسدس بنز نشان تسلط آن بر زمین ,دریاو آسمان است.این نشان برای اولین بار روی دایملر 1909 دیده شد و ترکیبی بود برای نشان دادن تاج افتخار بنز در تاریخ 1926. نشان کنونی حلقه محاط بر ستاره در تاریخ 1937 طراحی شده است. سه شاخه مرسدس فاقد حلقه دور آن بود، اما پس از ادغام مرسدس و بنز در دهه 20 میلادی حلقه گلی به دور این نشان اضافه شد.
پورشه

آرم پورشه نشان محلی شهر اشتوتگارت است. در این نشان اسب علامت مزرعه اشتاب و شاخه و خطوط مشکی و سرخ نیز بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی ووتمبرگ است.
فورد

آرم بیضی و ساده شرکت فورد در سال 1903 توسط هارولدویلز که شغل اصلی آن چاپ کارت ویزیت بود طراحی شد و در سال 1927 زمینه اولیه نشان شرکت به رنگ آبی تغییر کرد.
فیات

در دهه 80 شرکت فیات نشان ابتدی خود را به نفع حروف کلمه فیات که به طور نامنظم کنار هم قرار گرفته بودند را کنار گذاشت و آرم جدید فیات توسط طراح ارشد این شرکت طراحی شد. مایومایول، طراح ارشد شرکت فیات نشان جدید فیات را به صورت اتفاقی به هنگام آزمودن یکی از مدلهای این شرکت طراحی کرد. وی به هنگام تست خودرو از برابر یکی از تابلوهای نئون تبلیغاتی فیات عبور کرد و نور این نئون که در پی زم سیاهی آسمان معوج به نظر میرسد؛ توجه وی را جلب کرد و به این طریق نشان چندساله فیات توسط وی طراحی شد.
مازاراتی

نشان مازاراتی نیز مانند آلفارومئو و پورشه سمبل یک شهر است. مازاراتی سمبل شهر بولینا است و این خودرو برای اولین بار در آن شهر تولید شد؛ و به همین منظور نشان این شهر برای این شرکت خودروسازی طراحی شد.
مزدا

نشان مزدا توسط رییوشیمارا که یک شرکت مشهور در زمینه تصویریسازی است تکامل یافته حرف «V» در نظر گرفته شد. این نشان نمایانگر بالهای باز شده میباشد که در فرهنگ ژاپن به معنای ابتکار، درک هدف و لطافت است.
میتسوبیشی

آرم میتسوبیشی برگرفته از سه قطعه الماس لوزی شکل است که در یک نقطه تلاقی پیدا کردهاند. میتسوبیشی با این آرم میخواهد به مشتریانش بفهماند که خودروی زیر دستشان مثل یک الماس با ارزش است.
تویوتا

نشان کنونی تویوتا شبیه یک گاوچران با یک کلاه بزرگ است. در واقع سه بیضی درون یکدیگر است که نشاندهنده قلب مشتری، قلب تولید و قلب پیشرفت فنی در حال گسترش و فرصتهای بیکران است که دور دوبیضی دیگر قرار گرفته است.
پژو

چه رابطه ای بین پژو و تندیس آزادی وجود دارد؟ پاسخ این است که یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته میشد که نشان محلی شهر بلفورد(محل ساخت مدل مزبور)را روی خود داشت.
رنو

الماس رنو اولین بار به عنوان آرم ایستاده روی درب موتور ظاهر شد و بوق خودرو در پشت آن قرار میگرفت. در سال 1922 قسمت مرکزی نشان برای خروج هوا بریده شد.این نشان شکل امروزی خود را از سال 1924 بهمراه دارد.
ایران خودرو

اولین نشانهای که در صنعت خودروسازی ایران مطرح شد آرم حک شده بر روی پیکان بود. تصویری از یک ارابه باستانی و شمایلی از یک اسب در حال حرکت که این آرم تا زمان توقف تولید پیکان همراه این خودرو بود.پس از توقف تولید پیکان و آغاز تولید خودروی سمند مسوولان ایرانخودرو طراحی آرم جدیدی برای سمند را در معرض فراخوان عمومی گذاشتند و در نهایت طرح استاد مرتضی ممیز که یک کله اسبی زیبا بود، به عنوان زیباترین و بهترین اثر برای قرار گرفتن بر بدنه خودروی سمند برگزیده شد.طرحی که با نام خودرو کاملا همخوانی داشت.
آرم امروزی ایران خودرو

و بالاخره : سایپا
پیدا کردن نشان جدید برای سایپا نیز به سالهای دهه 60 بازمیگردد در آن روزها که محصولات این خودروساز هنوز به تنوع امروزی دست نیافته بود یکی از طراحان برجسته ایران با نام ابراهیم حقیقی آرم سایپا را طراحی کرد.در این مقاله سعی داریم کاربران عزیز را با نحوه عملکرد سیستم جنگنده ها (جت) در قالب 2 پست آشنا کنیم.

در موتورهای توربینی یک قسمت
وجود دارد که به هوا شتاب داده و سپس سرعت آنرا کاهش میدهد و با اینکار فشار و
دمای گاز را افزایش میدهد. این هوا تا چهار بار ( بسته به قدرت فشرده کننده ) فشرده تر
شده و به محفظه احتراق وارد میشود. محفظه احتراق دارای گونه های مختلفی است (حلقوی
؛ لوله ای ؛ ...)؛ سپس سوخت به داخل محفظه احتراق تزریق می شود و به صورت مداوم
مشتعل می ماند یعنی در واقع این موتورها دارای احتراق مداوم می باشند. پس از مشتعل شدن
سوخت با هوا فراورده ها افزایش حجم پیدا کرده و گاز های خروجی با سرعتی خیلی بیشتر
از حالت ورودی آنها محفظه احتراق را ترک می کنند ودر همین جاست که تعدادی توربین
قدرت قرار دارد و با جذب انرژی جنبشی آنها به حرکت در آمده و نیروی لازم برای قسمت
فشرده کننده (کمپرسور) را فراهم میکند .
در ادامه با ما همراه شوید . . .

همه ی موتورهای جت یک قسمت ورودی برای آوردن هوای آزاد به داخل موتور دارند که ما آنرا "مجرای ورود" می نامیم. مجرای ورود قبل از کمپرسور قرار میگیرد و تاثیر به سزایی در میزان تراست خالص موتور دارد. همانطور که در شکل زیر نشان داده شده مجرای ورودی در شکلها و اندازه های مختلفی وجود دارد که هر کدام ویژگی خاصی با توجه به موتور و سرعت هواپیما دارند.
ورودی SUBSONIC
برای هواپیماهایی که نمی توانند از سرعت صوت فراتر بروند مانند هواپیماهای مسافربری بزرگ، یک ورودی کوتاه، ساده و مستقیم تقریبا خوب کار میکند. ظاهر این نوع ورودی از قسمت بیرونی تا قسمت داخلی همراه با ضخامتی منحنی شکل مسطح میباشد و قسمت هایی در جلویی ترین بخش ورودی که دو منحنی داخلی و خارجی به یکدیگر متصل می شوند "لب یا لبه" ورودی نامیده میشوند. در یک هواپیمای ساب سونیک از ورودی با لبه ای نسبتا کلفت استفاده میشود.

ورودی SUPERSONIC
مجرای ورود برای هواپیماهای سوپرسونیک از لبه ی نازک و تیزی برخوردار می باشد. این لبه بخاطر کاهش اتلاف، کارایی که از موج هی ضربه ای (shock wave) در هنگام پرواز سوپرسونیک حاصل میشود، تیز شده اند.برای یک هواپیمای سوپرسونیک ، مجرای ورودی باید سرعت جریانهای هوا را قبل از ورود هوا به کمپرسور تا حد سرعت ساب سونیک کاهش دهد. بعضی از ورودی های سوپرسونیک مانند شکل بالا تصویر پایینی ، از یک مخروط مرکزی برای آوردن جریان هوا به سرعت ساب سونیک (shock down) استفاده میکنند.دیگر ورودی ها مانند آنچه در شکل بالا، تصویر میانی نشان داده شده از صفحه های مسطح لولایی برای ایجاد، متراکم سازی ارتعاشی که با داشتن شکل هندسی مستطیلی مقطع عرضی، نتیجه میشود، استفاده میکنند. این شکل تغییر پذیر مجرای ورودی در هواپیماهای جنگنده ی F-14 , F-15 استفاده شده است . بیشتر ورودی های دیگر در انواع شکلها به دلایل گوناگونی در بعضی هواپیماها مورد استفاده قرار میگیرد. ورودی هواپیمای SR-71 Blackbird به منظور گشت زنی در سرعتهای بالا به طور ویژه طراحی شده است.
ورودی Hypersonic
در ورودی هواپیماهای هایپرسونیک امروزی نهایت طراحی به کار گرفته شده است. برای هواپیماهای رمجت مجرای ورودی باید سرعت بالای جریان هوا در سوزاننده های رمجت به شرایط سرعت ساب سونیک بیاورد. با دمای ایستایی بالا در این سرعت ، شکل تغییر پذیر ورودی نمیتواند انتخابی برای یک طراح ورودی باشد، برای اینکه ممکن است جریان هوا از میان لولاها سوراخ باز کند. برای هواپیماهای اسکرمجت گرمای محیط حتی خیلی بیشتر است چون سرعت پرواز آن بیشتر از رمجت است. ورودیهای اسکرمجت با بدنه ی هواپیما خیلی کامل شده و مجتمع هستند.در X-43A ورودی شامل تمام سطح زیرین از لبه ی بالایی قسمت جلوی این هواپیما میشود. سرعت جریان خروجی از مجرای ورود یک اسکرمجت باید به اندازه ی سوپرسونیک باشد. به عبارت ساده تر جریان هوای هایپرسونیک که از ورودی یک اسکرمجت وارد میشود پس از گذشتن از مجرای ورودی باید به سرعت سوپرسونیک برسد.
کارایی مجرای ورود
یک ورودی هوا باید در کل زمان پرواز
یک هواپیما به
خوبی کنترل شود. در سرعت های خیلی پایین هواپیما یا زمان نشستن هواپیما
بر روی باند پرواز هوای آزاد توسط
کمپرسور به داخل موتور کشیده میشود. مجرای ورود در آمریکا و تابعین inlet نامیده شده و در انگلستان از واژه ی intake برای مجرای ورود استفاده میشود که توضیح دقیق تری درباره ی کارکرد مجرای
ورود در سرعت پایین میدهد.
یک ورودی خوب هوا در سرعت های بالا
اجازه ی مانور با زاویه ی حمله ی بیشتر و یک ور شدن بدون منقطع کردن جریان به کمپرسور را میدهد.
چون مجرای ورود در کل کارکرد هواپیما مهم بوده و تاثیر دارد معمولا توسط شرکتهای
سازنده ی بدنه طراحی و تست میشود نه شرکتهای سازنده ی موتور. اما چون عملکرد مجرای
ورود در بازده و اجرای موتور نقش موثری دارد، همه ی سازندگان موتور متخصصان
آیرودینامیک مجرای ورود را نیز به کار میگیرند.

همان طوری که میدانید بیشتر هواپیماهای مدرن مسافربری و جنگنده از موتورهای توربین گازی که جت نامیده میشوند به عنوان پیشران استفاده میکنند و بین این موتورهای توربین گازی تفاوت های زیادی وجود دارد ولی همه ی آنها قسمت های مشترکی دارند که تا کنون چند واحد اصلی آنها را در مطالب قبلی معرفی کردم . همه ی موتورهای توبین گازی یا همان جت یک نازل یا شیپوره دارند که با هدایت گازهای اگزوز به عقب، به جریان آزاد، تراست تولید میکنند. مکان قرار گرفتن نازل در موتورهای جت بعد از توربین قدرت و چنانچه موتور دارای پس سوز باشد بعد از آن قرار میگیرد و در حالت کلی در انتهای موتور جایی که گازهای اگزوز به هوا برخورد میکنند قرار دارد.

نازل یک دستگاه بسیار ساده است، تنها لوله ای است که شکل
مخصوصی داده شده است و
گازهای گرم درون آن جریان دارند.به هر حال ریاضیات است که نظر و استدلال دقیقی درباره ی
عملکرد و شکل نازل میدهد تا بازده و عملکرد خوبی داشته باشد.
همانطوریکه در شکلهای زیر میبینید نازل ها دارای
گوناگونی شکلی و اندازه میباشند که به کاربرد موتورها در هواپیماها بستگی
دارند، مانند توربوجت و توبوپراپ. اغلب موتورها یک نازل ثابت همگرا (convergent) دارند
که این مدل در سمت چپ شکل زیر دیده میشود و بیشتر با نام axisymmetric شناخته
شده است. این نازل مانند آنهایی که در زیر توضیح داده شده فقط در جهت محور موتور تراست
تولید میکند و به همین خاطر
axisymmetric نامیده شده است. موتورهای توربوفن اغلب از
نازل co-annular که در بالای شکل زیر سمت چپ دیده میشود استفاده میکنند.
جریان درونی موتور و گازهای داغ
از خروجی میانی و جریان هوای فن از خروجی حلقه مانند خارج میشود.
مخلوط این دو جریان
باعث افزایش تراست میشود و همچنین باعث کم صدایی و تولید صدای کمتری نسبت به نازل همگرا میشود.

توربوجت های پس سوز دار و توربوفن ها به شکلی از نازل همگرا-واگرا (CD) که تغییر پذیر باشد احتیاج دارند. نازل CD یا (convergent-divergent) در سمت چپ شکل نشان داده شده است.در این نازل جریان هوا ابتدا در باریکترین ناحیه که گلوگاه نامیده میشود به مرکز همگرا شده سپس در قسمت واگرا انبساط یافته و خارج میشود. شکل تغییر پذیر نازل باعث میشود که این نازل ها رفتار بیشتری نسبت به شکل ساده و ثابت نازل داشته باشند. اما شکل تغییر پذیر نازل زمانی کارآمد خواهد شد که در موتوری با جریان هوای عریض تر از موتوری با یک نازل ثابت معمولی استفاده شود. همچنین موتورهای راکتی از نازل برای سرعت دادن به گازهای خروجی و تولید تراست استفاده میکنند. موتورهای راکتی معمولا یک نازل ثابت CD دارند که قسمت واگرای آن بزرگتر از نوعی است که در موتورهای جت استفاده میشود .
این مقاله اختصاصاً برای وبلاگ نساین اس دی جی تهیه شده است و استفاده از آن فقط با ذکر نام نویسنده یا مترجم و نام نساین اس دی جی همراه با لینک آن مجاز است
داستان از آن جا شروع شد که وات در یک معدن زغال سنگ با اسب هایی که زغال سنگ بلند می کردند کار می کرد و راهی می خواست تا بتواند در باره ی توان هر یک از این اسب ها صحبت کند.او دریافت که به طور میانگین، یک اسب معدن می تواند ۲۲۰۰۰ پوند-فوت (حدود ٣۰ کیلوژول) کار را در یک دقیقه انجام دهد.سپس او این عدد را ۵۰ درصد افزایش داد و اسب بخار را ٣٣۰۰۰ پوند-فوت (حدود ٤۵ کیلوژول) انرژی در یک دقیقه قرار داد.این یک واحد دلخواه بود که پس از گذشت قرن ها،امروزه در خودرو ها،ماشین ها ی چمن زنی ، اره برقی ها و در بعضی جارو برقی ها به کار می رود..

در ادامه مطلب بخوانید . . .

مفهوم اسب بخار این است: به نظر وات،یک اسب می تواند در هر دقیقه ٣٣۰۰۰ پوند-فوت کار انجام دهد.پس اسبی را در نظر بگیرید که مانند شکل بالا در حال بالا کشیدن زغال از معدن است.اسبی که یک اسب بخار توان دارد می تواند ٣٣۰ پوند(١۵۰ کیلوگرم) زغال را در مدت یک دقیقه ١۰۰ فوت(٣۰ متر) بالا بکشد.و یا ٣٣ پوند(١۵ کیلوگرم) را در یک دقیقه ١۰۰۰ فوت(٣۰۰ متر) و...
شما می توانید ترکیب های متفاوتی از وزن و جابه جایی در یک دقیقه را در نظر بگیرید و تا زمانی که حاصل ضرب آنها ٣٣۰۰۰ شود،یک اسب بخار خواهید داشت.
ممکن است فکر کنید نمی توان ٣٣۰۰۰ پوند(١۵ تن) زغال را در یک سطل ریخت و از اسب خواست آن را در مدت یک دقیقه،١ فوت (٣۰ سانتی متر) جا به جا کند چون اسب نمی تواند چنین بار سنگینی را تکان دهد.همچنین ممکن است فکر کنید نمی توان ١ پوند(٤۵۰ گرم) زغال را در یک سطل گذاشت و از اسب خواست در مدت یک دقیقه آن را ٣٣۰۰۰ فوت(١۰ کیلومتر) جا به جا کند،زیرا در این حالت سرعت اسب باید ٣۷۵ مایل در ساعت(۶۰٣ کیلومتر در ساعت) باشد که ممکن نیست.اگر مطلب قرقره و طناب چگونه کار می کند را خوانده باشید،می دانید که با یک مجموعه از قرقره ها می توان نسبت جا به جایی و وزن را عوض کرد.پس می توان آرایشی از قرقره ها را درست کرد به نحوی که با سرعت و بار مناسب اسب هماهنگ باشد و مهم نیست چه باری در سطل است.
اسب بخار می تواند به واحد های دیگر هم تبدیل شود :
●یک اسب بخار برابر با ۷٤۶ وات است.پس اگر یک اسب را به چرخی وصل کنیم تا آن را بچرخاند با آن چرخ می توان مولد برقی را به کار انداخت که ۷۶ وات توان تولید می کند.
●انرژی حاصل از یک اسب بخار در مدت یک ساعت برابر ۲۵٤۵BTU است که هر BTU انرژی مورد نیاز برای بالا بردن دمای یک پوند آب به اندازه ی یک درجه ی فارنهایت است.
●یک BTU برابر ١۰۵۵ ژول،یا ۲۵۲ گرم-کالری ویا ۲۵۲/۰ کالری غذایی است.یک اسب احتمالا ۶٤١ کالری غذایی را در یک ساعت می سوزاند.
اندازه گیری اسب بخار:
اگر بخواهید توان یک موتور را بدانید،باید موتور را به یک توان سنج (Dynamometer) وصل کنید. توان سنج باری را روی موتور قرار می دهد و توانی را که موتور در برابر بار تولید می کند را اندازه می گیرد.
ایده ی طرز کار توان سنج را می توان به این صورت درک کرد:تصور کنید موتوری را روشن کردید.و بدون آنکه باری روی آن باشد پدال گاز را فشار می دهید.در این جالت موتور آن قدر سریع می چرخد که از هم می پاشد. که این مناسب نیست بنابراین با یک توان سنج باری را بر موتور قرار می دهید و باری را که موتور در دور های مختلف می تواند تحمل کند را اندازه می گیرید.باید توان سنجی را به موتور وصل کنید،گاز دهید و با توان سنج بار روی موتور را تغییر دهید تا دور موتور مثلا روی ۷۰۰۰ دور بر دقیقه ثابت بماند.و در این دور،باری را که موتور می تواند تحمل کند را ثبت می کنید. سپس بار را زیاد تر کنید تا دور موتور مثلا به ۶۵۰۰ کاهش یابد و دوباره بار متناظر با این دور را ثبت کنید.و به همین ترتیب ادامه دهید.همچنین می توانید همین کارها را از ۵۰۰ و ١۰۰۰ دور به بالا انجام دهید.چیزی که توان سنج اندازه می گیرد در واقع گشتاور پیچشی است و برای تبدیل آن به اسب بخار باید گشتاور را در دور موتور ضرب کنید.
رسم نمودار توان:
اگر نمودار توان یک موتور( بر حسب اسب بخار) در برابر دور موتور را رسم کنید ،چیزی که در نهایت به دست می آید منحنی توان موتور است.یک نمونه منحنی توان یک موتور با عملکرد بالا شبیه نمودار زیر است.(این منحنی مربوط به موتور ٣۰۰ اسب بخاری میتسوبیشی دو توربوشارژره است)
چنین نموداری نشان می دهد که هر موتوری یک توان بیشینه دارد.(دور موتوری که در آن توان خروجی موتور بیشینه است).همچنین یک موتوردر یک دور خاص،گشتاور بیشینه ای دارد.شما معمولا چنین چیزی را در مجلات و نشریات می بینید: rpm ۶۵۰۰ hp@٣۲۰ ، rpm۵۰۰۰lb-ft@ ۲٩۰ (مربوط به 1999 Shelby Series 1)
وقتی می گویند موتوری گشتاورآخر پایینی دارد یعنی بیشینه ی گشتاور در دور موتورهای نسبتا پایین(مثلا ۲۰۰۰ یا ٣۰۰۰ دور) رخ می دهد.
چیز دیگری که در منحنی توان یک خودرو دیده می شود جایی است که توان بیشینه رخ می دهد.وقتی سعی می کنید به سرعت شتاب بگیرید می خواهید موتور را نزدیک توان بیشینه نگه دارید و به همین خاطر دنده را کم می کنید تا دور موتور زیاد شود و به توان بیشینه نزدیک شوید.وقتی می خواهید از پشت چراغ قرمز شروع به حرکت کنید گاز می دهید تا دور موتور بالا رود و به توان بیشینه نزدیک شوید آنگاه کلاچ را رها می کنید تا توان زیادی به چرخ ها منتقل شود.
توان در خودرو هایی با عملکرد بالا:
خودرویی با عملکرد بالا نامیده می شود که نسبت به وزنش توان زیادی داشته باشد.هرچه وزن بیشتر باشد توان بیشتری برای شتاب دادن به خودرو لازم است.برای توان مشخصی باید وزن را کاهش داد تا شتاب زیاد تر شود.
جدول زیر توان و وزن چند خودرو با عملکرد بالا (و یک خودرو با عملکرد پایین)را نشان می دهد.در این جدول می توانید توان بیشینه،وزن،نسبت توان به وزن،زمان لازم برای رسیدن سرعت از صفر به ۶۰ مایل در ساعت(٩۷ کیلومتر در ساعت) و قیمت خودرو را ببینید.

می توانید رابطه ی واضحی بین نسبت توان به وزن و زمان صفر تا ۶۰ خودرو ببینید.معمولا نسبت بیشتر نشان دهنده ی خودرو ی سریع تر است.جالب است که رابطه ی کمتری بین سرعت و قیمت خودرو وجود دارد.به نظر می رسد دوج وایپردر این جدول قیمت خوبی دارد!اگر خودروی سریع تری می خواهید در واقع نسبت توان به وزن بیشتری می خواهید پس اولین کار خالی کردن صندوق عقب است.
منبع : پارسی خودرو
http://www.parsikhodro.com/underhood/27.htm

ایزو (ISO) مخفف عبارت International Organization for Standardization به مفهوم سازمان بینالمللی برای استانداردسازی است. در حال حاضر، این سازمان بینالملی متشکل از یک شبکه از مؤسسات استاندارد ملی در ۱۵۷کشور دنیا است، که بر پایه یک مرکز در هر کشور و یک مرکز اصلی در شهر ژنو - سوئیس- فعالیت میکند که وظیفه هماهنگی مراکز مختلف را برعهده دارد. امروزه رعایت استانداردهای ایزو در تولید و عرضه محصولات و خدمات از چنان اهمیتی برخوردار است که در عرصه تجارت جهانی، استانداردهای ایزو شرط اولیه در داد و ستدهای بینالمللی قرار گرفته است. جهت آشنایی با انواع استانداردهای ایزو با ما همراه شوید . . .
آشنایی با انواع استانداردهای ایزو
۱) استاندار ISO ۹۰۰۰ در سال ۱۹۸۷ کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بین المللی استاندارد (ISO/TC۱۷۶) سری استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ را به جهانیان ارائه نمود. هدف از تدوین این سری استاندارد به وجود آوردن الگوئی بینالمللی برای پیادهسازی و استقرار سیستمهای مدیریت و تضمین کیفیت بوده که مورد استقبال فراوان در سطح دنیا قرار گرفت. سری استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ در سال ۱۹۹۴ و ۲۰۰۰ با نگرش فرآیندگرا و نهادینه نمودن بهبود مستمر در سیستم مدیریت کیفیت سازمان از طریق اصلاح فرآیندها، مورد ویرایش قرارگرفت. در واقع استاندارد ایزو ۹۰۰۰ به یک محصول خاص داده نمیشود، بلکه فرآیند تولید کالا یا خدمات را در یک واحد تجاری مورد ارزیابی قرار میدهد. ▪ مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۹۰۰۰ ـ بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستیها ـ شفافیت فرآیندها و شاخص ها در سازمان ـ جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیتهای برنامه ریزی شده و سیستماتیک ـ کاهش هزینه ها ـ ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان ـ ایجاد اطمینان و اعتماد درون سازمان (مشتری) ـ افزایش توان رقابت در عرصه بین الملل ـ دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی، خدماتی و پژوهشی و آموزشی و غیر کاربرد دارد.
۲) استاندار ISO ۱۴۰۰۰ استانداردهای خانواده ISO ۱۴۰۰۰ شامل استانداردهای بین الملی در رابطه با سیستمهای زیست محیطی است. این استانداردها در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط کمیته فنی ۲۰۷ سازمان ایزو بوجود آمدند. یک سیستم مدیریت زیست محیطی میتواند به عنوان بخشی از سیستمهای جامع مدیریت به حساب آید. این سیستم شامل ساختار سازمانی، فعالیتهای طرحریزی، تعریف مسوولیتها، تعیین روشها و فرایندها و همچنین در اختیارگیری منابع لازم برای تهیه، اجرا، بازنگری و حفظ خط مشی زیستمحیطی سازمان است. این استاندارد مساله اصلی فرآیند تولید و به عبارتی پشت پرده عرضه یک کالا است، نه خود کالا. در واقع این گواهینامه به واحدی اعطا میشود که در درازمدت برنامههای عملی برای کمک به پاکیزه ماندن محیطزیست داشته باشد و آنها را به درستی اجرا کند.
▪ مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۱۴۰۰۰ ـ ایجاد سیستمهای مدیریت زیست محیطی که منجر به حفاظت بیشتر از محیط زیست می شود. ـ به حداقل رسانیدن موانع غیر تعرفه ای تجاری و تسهیل تجارت بین الملل با توجه به بها دادن بیشتر به محیط زیست در سازمانها ـ جلب مشتریان بیشتر و افزایش سهم بازار در سطح بین المللی ـ افزایش رعایت مقررات و قوانین مربوط به محیط زیست ـ استفاده بهینه از منابع طبیعی ـ تسهیل تجارت بین الملل ـ ایجاد ارزش افزوده بیشتر برای سازمان ـ دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه صنایع و سازمانهای مختلف تولیدی و خدماتی کاربرد دارد.
۳) استاندار OHSAS ۱۸۰۰۱ سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی (Occupational Health & Safety Assessment Series) استانداردی قابل امتیازبندی و اخذ گواهینامه است. در سال ۱۹۹۸ کمیتهای متشکل از موسسه استاندارد بریتانیا، شرکتهای اصلی گواهی دهنده انگلستان و سایر سازمانهای بینالمللی استاندارد تشکیل شد که هدف آن تهیه و تدوین استانداردی واحد بود. OHSAS ۱۸۰۰۱ در پاسخ به نیاز سازمانها به یک استاندارد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینههای بهداشتی و ایمنی ارزیابی کنند تدوین شده است.
ساختار استاندارد OHSAS ۱۸۰۰۱ سازگار با استانداردهای از ۹۰۰۰ و ایزو ۱۴۰۰۰ است تا سازمانها بتوانند به راحتی سیستمهای مدیریت کیفیت، محیط زیست و بهداشت شغلی و ایمنی را با یکدیگر ادغام و سیستم مدیریتی یکپارچهای را ایجاد نمایند. یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، سزمان ا در شناسایی، حذف و یا به حداقل رساندن خطرات مرتبط با بهداشت و ایمنی کارکنان خویش و سایر طرفهای ذینفع که در معرض آن قرار دارند، یاری میکند. ▪ مزایای بکار گیری استاندارد OHSAS ۱۸۰۰۱ ـ تفکری طرح ریزی شده و مستند در ارتباط با بهداشت و ایمنی شغلی ـ ساختاری مناسب برای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی ـ ایجاد محیط کاری ایمنتر و سالمتر ـ افزایش آگاهی و دانش در خصوص مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی ـ کاهش ریسک حوادث، رویدادها و .... ـ دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی کاربرد دارد.
۴) استاندار ISO ۲۲۰۰۰ ایمنی غذا وابسته به بروز مخاطرات بیماریزایی غذایی در هنگام مصرف میباشد. کنترل کافی و مناسب در طول زنجیره غذایی امری ضروری بنظر میرسد چرا که در هرمرحله از زنجیره غذایی ممکن است مخاطرات ایمنی غذا رخ دهد. لذا رسیدن به ایمنی غذا بایستی با تلاش همه گیر طرفهای زنجیره غذا صورت پذیرد. بکارگیری این استاندارد به سازمانهایی که در ردههای مختلف زنجیره غذایی قرار دارند کمک میکند که بتوانند مخاطرات موجود در سیستم خود را شناسایی و کنترل نمایند.
این استاندارد مجموعه ترکیبی موثری را جهت حصول اطمینان از ایمنی غذا در طول زنجیره غذایی ایجاد مینماید که عناصر کلیدی آنها شامل ارتباط متقابل، سیستم مدیریت، برنامههای پیشنهادی و اصول HACCP میباشد. ـ دامنه کاربرد: کلیه سازمانها در محدوده زنجیره غذایی شامل تولیدکنندگان مواد اولیه در کارخانههای تولید مواد غذایی و خوراک دام، عوامل درگیر با حمل و نقل و انبارش، فروشگاههای خرده فروشی و تامین کنندگان خدمات مرتبط با غذا نظیرخدمات بستهبندی و ... میتوانند از این استاندارد بهره جویند.
۵) استاندار ISO /IEC ۱۷۰۲۰ یکی از استانداردهای تخصصی است که برای معیارهای عمومی برای فعالیت انواع مختلف سازمانهای بازرسی کننده میباشد. هدف از این استاندارد مشخص کردن معیارهای عمومی سازمانهای بازرسی کننده بیطرف, قطع نظر از بخش مورد بازرسی, میباشد. این استاندارد همچنین معیارهای استقلال را نیز مشخص می نماید. این استاندارد برای استفاده سازمانهای بازرسی کننده و مراجع تایید صلاحیت و نیز سایر سازمانهای مرتبط با شناسایی صلاحیت سازمان های بازرسی کننده در نظر گرفته شده است. ـ دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه شرکت ها و موسسات بازرسی کاربرد دارد.
۶) استاندار ISO /IEC ۱۷۰۲۵ روند تخصصی شدن فعالیتهای سازمانها موسسات و سازمانهای تدوین کننده استاندارد را بر آن میدارد تا نیازمندیهای خاصی را جهت حصول اطمینان از کیفیت خدمات این نوع سازمانها تدوین نمایند. علاوه بر استاندارد ایزو ۹۰۰۰ که الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت را برای کلیه سازمانها بیان مینماید در صنایع مختلف استانداردهایی منتشر میشود که الزامات خاصی را برای آن تعریف مینماید که این الزامات به صورت مکمل - جایگزین الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت سازمان را شکل میدهد.
این استاندارد تخصصی برای تشریح سیستم مدیریت کیفیت آزمایشگاهها تدوین شده است. به بیان دیگر این استاندارد برای کلیه آزمایشگاههای ارایه دهنده خدمات اندازهگیری، تست، آزمون و کالیبراسیون (آزمایشگاههای صنعتی) بدون توجه به تعداد پرسنل یا گستردگی محدوده فعالیتهای آن قابل کاربرد میباشد.
۷) استاندار ISO/TS ۱۶۹۴۹ با وجود آنکه استانداردهای سری ایزو ۹۰۰۰ به دلیل ماهیت مستقل خود، برای بسیاری از نهادها به عنوان پایه و اساس ساخت سیستم مدیریت کیفیت قرار گرفته، اما برخی از حوزههای اقتصادی به خصوص، مانند صنایع خورو، که علاقه بیشتری به برآورده شدن خواستههای کیفی خود دارند اقدام به تدوین الزامات ویژه خود نمودهاند و اجرای این خواستهها را برای تامین کنندگان خود الزام نموده اند. از آنجا که تعداد این الزامات سبب بروز مشکلاتی در خصوص ارزیابی مکرر خواستههای متفاوت برای قطعه سازان طرف قرارداد, خودروسازان مختلف شده است.
بررسیها برای حل این مشکل منجر به تشکیل گروه کاری بینالمللی صنعت خودرو گردید که این گروه کاری با همکاری کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بینالمللی استاندارد اقدام به یکپارچه سازی الزامات خودروسازان جهان نمود. ▪ ماحصل این تلاش انتشار مشخصه فنی ایزو گردید. در تدوین این مشخصه فنی مراجع ذیل به کار گرفته شده است: ـ سری استانداردهای بینالمللی مدیریت کیفیت ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان آمریکایی ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان ایتالیایی ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان فرانسوی ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان آلمانی
۸) استاندار HACCP مجموعه الزامات مربوط به سیستم مدیریت بهداشت مواد غذایی است که به معنی تجزیه و تحلیل خطر و نقاط کنترل بحرانی میباشد که برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ در کنفرانس ملی حفاظت مواد غذایی مطرح شد. سپس در سال ۱۹۷۳ سازمان فضا نوردی آمریکا (ناسا) با همکاری شرکت پیلسبوری این سیستم را برای اطمینان از سلامت مواد غذایی فضا نوردی اجرا کردند. این سیستم در سال ۱۹۸۵ به اطلاع عموم رسید و در سال ۱۹۹۳ توسط کمیسیون کدکس پذیرفته شد.
در سال ۱۳۷۷ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران آیین کار استفاده از آنرا تحت عنوان استاندارد ملی ۴۵۵۷ منتشر کرد. حروف کلمات این سیستم با هدف ایمنسازی فرآیندهای تولید مواد غذایی و پیشگیری از بروز حوادث ناشی از مشکلات بهداشتی مواد غذایی در سازمانها مستقر میشود.
▪ مزایای بکارگیری استاندارد: استقرار این سیستم در سازمان با توجه اجرای مراحل کنترل مناسب و موثر در طول فرآیندهای پذیرش مواد اولیه، تولید محصول، انبارش و نگهداری و ارسال محصول به سازمان اطمینان میدهد که با حداقل هزینه مطمئنترین کنترلها را انجام میدهد و میتوان به مزایای زیر اشاره کرد: ـ ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات ـ حرکت به سمت تولید بدون نقص ـ پیشگیری از مخاطرات شیمیایی، میکروبی و فیزیکی که ممکن است در فرآوردههای غذایی موجب خسارت رساندن به مشتری و کاهش اعتبار سازمان شود. ـ سازگاری با سایر سیستمهای مدیریت کیفیت ـ کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی که در زنجیره تامین مواد غذایی جامعه نقش ایفا میکنند مانند مجتمع های کشت و صنعت، تولید کنندگان مواد غذایی، توزیعکنندگان مواد غذایی، سردخانه ها و.... می توانند با استفاده از این اصول نسبت به تضمین سلامت محصولات غذایی خود اطمینان لازم را کسب نمایند.
۹) استاندار IMS و HSE یک سیستم مدیریت سازمان یافته چارچوبی ایجاد میکند که در قالب آن افراد میتوانند به طور منظم برای سازمان کار کنند و در مقابل درآمد مطلوب با روش کارآمد و موثر بدست بیاورند. به عبارت دیگر سیستم مدیریت روشی است که ما میخواهیم کارها انجام شوند. سیستم مدیرت میتواند در زمینههای گوناگونی همچون کیفیت، بهداشت و ایمنی و محیط زیست مدنظر قرار گیرد. بطور طبیعی مرکز توجه و تأکید هر یک از اجزاء سیستم با دیگری تفاوت دارد. به عنوان مثال، سیستم مدیریت کیفیت بر نیازهای مشتری تأکی دارد، در حالی که سیستم مدیریت محیط زیست نیازهای طیف گستردهای از طرفهای ذینفع و تقاضای رو به رشد جامعه نسبت به حفاظت محیط زیست را بیان میکند و سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی کانون توجه خود را بر حفظ ایمنی سرمایهها و بهداشت شغلی نیروی انسانی در سازمان قرار میدهد.

اگر از یک مکانیک قدیمی بپرسید تعمیر ماشین های امروزی ساده تر است یا ماشین های قدیمی بی تردید می گویند خودرهای قدیمی! خوب آنها حق دارند چون امروزه سرعت رشد تکنولوژی آنقدر زیاد شده است که هر روز سیستم جدیدی به اتومبیل ها اضافه می شود و آنها مرتب باید اطلاعات جدیدی بدست آورند تا بتوانند کار خود را به درستی انجام دهند در گذشته کارها بیشتر مکانیکی بود ولی امروزه خودرو ها به شدت الکترونیکی شده اند. علم الکترونیک کمک کرده اتومبیل ها بهتر کار کنند اما از آن سو تعمیرات خودرو ها پیچیده تر شده است.
در خودرو های مدرن انژکتوری یک سیستم کنترل الکترونیکی یا یک کامپیوتر کوچک وجود دارد. بعضی از شرکت های سازنده به آن PCM, ECM و بعضی ECU می گویند البته نام های دیگر هم برای این قطعه الکترونیکی متداول است که از بحث ما خارج است. می توانیم آن را مغز ماشین بدانیم چون دقیقا فکر می کند. حتی با مقایسه آن با مغز انسان می توانیم عملکرد آنرا بهتر درک کنیم. مغز شما اطلاعات مورد نیاز خود را از حواس پنجگانه بینایی، چشایی، لامسه، بویایی و شنوایی جمع آوری می کند. با استفاده از این اطلاعات مغز به بدن فرمان می دهد که چه انجام دهد. به عنوان مثال وقتی دست شما به جسم داغی برخورد می کند مغز به دست فرمان می دهد که خود را عقب بکشد. یک فرایند ساده از ورود اطلاعات بررسی آن و صدور فرمان.
از آنجا که یک کامپیوتر چشم، گوش، بینی یا دست ندارد باید به روشی اطلاعات را بدست آورد. این کار بوسیله سنسور ها انجام می شود آنها مانند چشم و گوش کامپیوتر هستند. به محض اینکه اطلاعات به ECU یا همان کامپیوتر خودروی شما می رسد پروسس می شود و دستور لازم را صادر می کند.
در اینجا به بررسی سنسور های خودرو می پردازیم.

سنسور جریان هوا در محفظه ورودی هوا قرار دارد. این سنسور میزان هوای ورودی را با اندازه گیری جریان بخشی از آن می سنجد. این سنسور از یک سیم داغ تشکیل شده است که با عبور جریان الکتریکی گرم می شود و دمای آن بوسیله ECU کنترل می شود وقتی که جریان هوا زیاد می شود این سیم داغ خنک تر می شود اما ECU که می خواهد دمای سیم داغ را ثابت نگه دارد جریان بیشتری به آن تزریق می کند. تا دمای آن ثابت بماند. بنابراین هر چه جریان هوا بیشتر شود تلفات دما بیشتر می شود و برای جبران آن باید جریان بیشتری تزریق گردد بنابراین ECU میزان فلو یا جریان هوا را با توجه به جریان الکتریکی تزریقی می تواند اندازه گیری کند.
سنسور دمای هوای ورودی در داکت هوای ورودی قرار گرفته است. این سنسور دمای هوای ورودی به موتور خودرو را اندازه گیری می کند و آنرا به ECU ارسال می کند. این سنسور یک ترمیستور است که به تغییرات دما حساس است. مقاومت الکتریکی ترمیستور با با افزایش دما کاهش می یابد. و به این ترتیب سیستم کنترل خودرو می فهمد که دما چقدر است.
این سنسور دور موتور و موقعیت پیستون را مشخص می کند. این ورودی به ECU برای کنترل سوخت تزریق شده و زمان بندی جرقه و توابع دیگر استفاده می شود. سنسور موقعیت شفت از یک ورق فلزی گردان و یک مدار تولید پالس تشکیل شده است. ورق چرخان 360 شکاف دارد که با زاویه 1 درجه نسبت به هم قرار گرفته اند. یعنی وقتی ورق گردان از یک شکاف به شکاف بعدی می چرخد به اندازه یک درجه تغییر مکان داده است. این ورق فلزی 6 شکاف هم برای موقعیت مرجع 120 درجه دارد. مدار تولید پالس دارای دیود های نوری و چشم نوری است. صفحه بین دیود های نوری و چشم نوری است زمانی که شکاف مقابل چشم نوری است نور به آن می تابد و وقتی که از مقابل آن رد می شود نور به چشم نوری نمی تابد و به این ترتیب با چرخیدن ورق دایره ای نور قطع و وصل می شود و مدار تولید پالس با قطع و وصل نور یک پالس با فرکانسی متغیر می سازد که فرکانس آن متناسب با دور ورق فلزی است و این ورق فلزی هم دور خود را مستقیم یا غیر مستقیم از میل لنگ می گیرد بنابراین کافیست این پاس را به ECU ارسال کنیم تا موقعیت و دور موتور را به ECU اطلاع دهیم.
سنسور دمای آب برای اندازه گیری دمای آب خنک کننده موتور مورد استفاده قرار می گیرد. این سنسور هم یک مفاومت حرارتی است که با افزایش دما مقاومتش افزایش می یابد. ولتاژی روی آن از طریق ECU می افتد که با تغییر مقاومت ولتاژی که روی آن افت می کند تغییر می کند و به این ترتبیب می توان فهمید که دمای آب خنک کننده موتور چقدر است.
سنسور ناک به بلوک سیلندر متصل است. این سنسور ضربه زدن موتور را با استفاده از یک المان پیزوالکتریک حس می کند. لرزشی که در اثر پدیده ناکینگ یا ضربه زدن موتور پیش می آید توسط این سنسور حس می شود و به صورت یک سیگنال ولتاژ به ECU ارسال می کند.
این سنسور در مانیفولد خروجی قرار دارد. این سنسور میزان اکسیژن موجود در گاز خروجی از موتور را در مقایسه با اکسیژن ورودی اندازه می گیرد. این سنسور یک لوله است که انتهای آن بسته است و از سرامیک زیرکونیا ساخته شده است. زیرکونیا ولتاژی در حدود 1 ولت تولید می کند و این ولتاژ وقتی که مقدار اکسیژن افزایش می یابد تا 0 ولت کاهش می یابد. این ولتاژ 0 تا 1 ولت به ECU ارسال می گردد. و ECU میزان تزریق سوخت را با توجه به اکسیژن خروجی تنظیم می کند. بهترین نسبت سوخت به هوا در ولتاژ بین صفر و یک رخ می دهد.
سنسور موقعیت پدال گاز به حرکت های پدال واکنش نشان می دهد.این سنسور یک پتانسیومتر یا مقاومت متغییر دارد. و با مقدار ولتاژی که روی آن افت می کند موقعیت پدال گاز را به ECU می فهماند. همچنین سرعت تغییر موقعیت پدال گاز هم به ECU ارسال می شود. آنگاه ECU تصمیم می گیرد که دریچه ورود هوا و میزان تزریق سوخت چقدر باشد. این سنسور همچنین در قطع پاشش سوخت هم نقش دارد. مثلا وقتی که این مقاومت متغییر در موقعیت انتهایی یا ابتدایی باشد به معنای بروز یک مشکل است و تزریق سوخت به موتور قطع می گردد.
سنسور سرعت بر روی محور انتقال نیروی اتومبیل نصب می شود. این سنسور دارای یک تولید کننده پالس است که با توجه به سرعت چرخش فرکانس این پالس ها تغییر می کند. این پالس ها برای سرعت سنج ارسال می گردد و سرعت سنج هم سیگنالی برای ECU می فرستد و میزان سرعت را به مغز خودرو اطلاع می دهد.
این سوئیچ بار فرمان هیدرولیک را تشخیص می دهد. وقتی که این سوئیچ بار را تشخیص می دهد سیگنالی به ECU می فرستد. و ECU دور را متناسب با بار تنظیم می کند.
این سنسور در مانیفولد یا مقسم هوای ورودی موتور قرار دارد و تغییرات هوای ورودی به موتور را که ناشی از تغییر بار یا سرعت موتور است اندازه گیری می کند. کامپیوتر خودرو یا همان ECU یک ولتاژ مرجع 5 ولت برای این سنسور می فرستد. به محض اینکه در مانیفولد ورودی هوا تغییرات فشار داشته باشیم مقاومت الکتریکی این سنسور هم تغییر می کند و ولتاژی که روی آن افت می کند تغییر خواهد کرد. بوسیله ولتاژی که کامپیوتر دریافت می کند متوجه فشار مطلق مانیفولد می شود. هر چه این ولتاژ بیشتر باشد یعنی خلائی که در مانیفولد ایجاد شده است کمتر است. بنابراین نیاز به سوخت بیشتری وجود خواهد داشت. در شرایطی مشخص از این سنسور می توان برای اندازه گیری فشار هوای محیط هم استفاده کرد. به این ترتیب کامپیوتر خودروی شما شرایط جوی و ارتفاع از سطح دریا هم که در فشار هوا تاثیر مستقیم دارد را هم متوجه می شود و شرایط بهینه را برای کارکرد خودرو فراهم می کند.
سیستم کنترل خودرو با استفاده از این سیگنال متوجه می شود که خودرو در حال استارت است. در این وضعیت اجازه داده می شود سوخت با نسبت بیشتری تزریق شود. ومخلوط سوخت و هوا غلیظ تر خواهد بود و همچنین توابع عیب یابی تا زمانی که استارت تمام شود غیر فعال می گردد.
ممکن است همه خودرو ها همه این سنسور ها را نداشته باشند و یا حتی سنسور هایی علاوه بر آنچه گفته شد داشته باشند. ECU خودرو شما سیگنال هایی از سوئیچ استارت، سوئیچ ایرکاندیشن و... هم می گیرد
سنسور هایی که درباره آنها صحبت شد آنهایی هستند که در عملکرد مناسب خودرو نقش مهمی ایفا می کنند و در صورت روشن نشدن موتور احتمال وجود خرابی در آنها وجود دارد. درک نحوه کار آنها می تواند به شما در عیب یابی مشکل خودرو کمک زیادی بکند.
اما قبل از اینکه بخواهید این سنسور ها را دستکاری کنید باید ابتدا مطمئن شوید آنها تمیز هستند اتصالات آنها محکم است و سیم ها بدرستی متصل شده اند. و به طور خلاصه قبل از اینکه یک سنسور را دست بزنید بهتر است از همه چیز مطمئن شوید. در بیشتر مواقع مشکل از خود سنسور نیست بلکه مشکل از اتصالات آن است.
احسان
این مقاله اختصاصاً برای وبلاگ نساین اس دی جی تهیه شده است و استفاده از آن فقط با ذکر نام نویسنده یا مترجم و نام نساین اس دی جی همراه با لینک آن مجاز است